تبليغاتX
راه زندگی

راه زندگی

راه خدا و زندگی

درهاي برکت الهي

زماني که مردم نمي دانند که تمام تغييرات زندگي مناسب حال آنهاست اغلب با بستن درهاي برکت الهي" خود را از هداياي آن محروم ميکنند
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 17:23  توسط پویا پویا 

با لاترين حقيقت

با لاترين حقيقت در هيچ كتابي نوشته نشده بلكه در قلب شما نوشته شده است...تمام كتاب هاي د دنيا بي ثمر خواهند بود مگر اينكه كمك براي گشودن قلب شما باشند
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 17:10  توسط پویا پویا 

عشق معنوی

افراد با عشق خالص کسانی هسنند که تمام توان خود را بکار می بندند تا اجازه بدهند به دوستانشان (ویا همسرشان) که هر مسیری مایلند رشد کنند. عشق عاری از هیجانات عاطفی و احساسي بدین معنی است که به دیگران اجازه زیستن داده شود بدون اینکه خواستمان را به آنها تحمیل کنیم. این همان عشق معنوی است
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:41  توسط پویا پویا 

گوش سپردن متواضعانه به اين علايم ياري رسان

هميشه كمكهاي لازم جهت نشان دادن نحوه اجراي نمايشنامه زندگي به ما مي رسد،و تنها كاري كه ما بايست انجام دهيم گوش سپردن متواضعانه به اين علايم ياري رسان مي باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:36  توسط پویا پویا 

ملاصدرا مي گويد

ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم تو کوچک مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو کارگشا مي شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:35  توسط پویا پویا 

اگر كمی دیگر صبر كنی موفقیت خوبی بدست خواهی آورد. درست است كه این مرحله كارها فشرده و سخت بود اما همیشه اوضاع به این ترتیب نخواهد بود. زندگی پستی و بلندی های بسیاری دارد.
شنبه

۱۸ مهر ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 19:43  توسط پویا پویا 

در سختی ها

 

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 19:31  توسط پویا پویا 

سفر به سوی خدا

 

روح در زندگی های مختلف و بیشمار فرصتی برای ترک جزیره کوچک خودش می یابد.در اغاز به خاطر جذابیتهای دنیای خودش می ماند.سپس وقتی این جذابیت کهنه می شود سفر به سوی خدا را با جدیت  آغاز می کند

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 17:30  توسط پویا پویا 

شیوه درست دعا کردن

براي دعا كردن يك راه حقيقي وجود دارد و آن اينست كه بگوييم... باشد كه اراده ي تو جاري باد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:14  توسط پویا پویا 

نور و صوت

نور راه را براي مريد روشن مي سازد و صوت همان است که روح دنبال ميکند تا به سرچشمه حقيقي اش برسد مثل بره اي که صداي ني چوپان را دنبال مي کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:13  توسط پویا پویا 

حالت تعادل و توازن

این حالت تعادل و توازن را باید حفظ كرد و از خط خود خارج نشد. وقتی قطاری از خط خود خارج می شود معنایش سقوط و خطر خواهد بود. از قدیم گفته اند سری را كه درد نمی كند دستمال نمی بندند.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:25  توسط پویا پویا 

خداوند عشق است

خداوند عشق مي ورزد اما نه براي اينكه ما سزاوار آن هستيم يا آنرا به دست آوردهايم ...دليل آن ساده است خداوند عشق است ... بنابراين عشق مي ورزد
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:6  توسط پویا پویا 

ژرف ترین درد

به خاطر بسپار:هرجا كه ژرف ترین درد است،عظیم ترین آموزش را به همراه دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:54  توسط پویا پویا 

لیوان آب را زمین بگذار

Glass

لیوان آب را زمین بگذار

 

استادی در شروع كلاس درس ، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا برد تا همه ببینند . بعد از شاگردان پرسید :  به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند : 50 گرم  ، 100گرم ، 150 گرم .

استاد گفت : من هم بدون وزن كردن ، نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است . اما سوالمن این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد .

استاد پرسید : خوب اگر یك ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟

یكی از شاگردان گفت دست تان كم كم درد می گیرد .

استاد گفت : حق با توست . حالا اگر یك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد دیگری با جسارت گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا كارتان به بیمارستان خواهد كشید .

و همه شاگردان خندیدند .

استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر كرده است ؟

شاگردان جواب دادند : نه

استاد گفت : پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟

در عوض من چه باید بكنم  ؟

شاگردان گیج شدند . یكی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید .

استاد گفت : دقیقا مشكلات زندگی هم مثل همین است .

آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید .

اشكالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فكر كنید ، به درد خواهند آمد .

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می كنند و دیگر قادر به انجام كاری نخواهید بود .

فكر كردن به مشكلات زندگی مهم است . اما مهمتر آن است كه در پایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید .

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید .

هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهد هر مسئله و چالشی كه برایتان پیش می آید ، برآیید ...

دوست من ، یادت باشه كه لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری .

زندگی همین است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:35  توسط پویا پویا 

به هنگام طوفان، آسوده می‌خوابم

کشاورزی به‌دنبال استخدام دستیاری بود. به‌طور دائم در این مورد آگهی می‌داد تا نهایتاً مرد جوانی به سراغش آمد.
کشاورز از او پرسید، آیا می‌توانی یونجه را دسته‌کنی؟ مرد جوان گفت: نه، کشاورز پرسید: آیا شخم زدن زمین را بلدی؟ پاسخ باز هم منفی بود.
از ابزار مزرعه و زراعت چیزی می‌دانی؟ مرد جوان گفت: نه
کشاورز با خود گفت، این دیگر چه جور آدمی است. اینکه هیچ کاری بلد نیست.
بالاخره پرسید: بسیار خوب، چه کاری بلد هستی؟
جوان گفت: به هنگام طوفان، آسوده می‌خوابم.
به نظر کشاورز این عجیب‌ترین چیزی بود که تا آن روز به گوش کسی خورده بود. ولی بعد از گذشت چند روز که کس دیگری برای کار مراجعه نکرد، مرد جوان را خبر کرد و گفت، تو به‌نظر قوی و مشتاق می‌آیی. فرصتی به تو می‌دهم. بدین ترتیب مرد جوان به عنوان دستیار کشاورز استخدام شد.
او کار را به سرعت آموخت و در زمان کوتاهی، ارزش وجودی خویش را در کار مزرعه به‌ ظهور رساند.
شبی طوفان سختی وزیدن گرفت. کشاورز که بسیاری از وظائف خود را به‌عهده
ٔ جوان گذاشته بود، مانند گذشته از جای هر چیز خبر نداشت. وی به سرعت به طبقه
ٔ
بالا رفت و وارد اتاق مرد جوان شد و سعی کرد تا او را بیدار کند. شانه‌های او را تکان داد و گفت: عجله کن، طوفانی شدید در راه است و باید گاری یونجه را به طویله ببریم و همه چیز را مهار کنیم. باد شدیدتر خواهد شد، اما مرد جوان فقط چند بار غرولندی کرد و به خواب ادامه داد.
کشاورز حقیقتاً خشمگین شد، تا جایی که می‌توانست او را تکان داد و گفت، موضوع چیست كه نمی‌فهمی که طوفان در راه است؟ باید درب طویله را ببندیم و گاری علوفه را به داخل ببریم. اما مرد جوان کماکان خوابیده بود.
در اینجا کشاورز تسلیم شد و با خود گفت، فراموشش کن. با نفرت در شب بیرون دوید. طوفان در اطرافش غوغا می‌کرد. ناگهان متوجه شد که گاری علوفه قبلاً در انبار قرار داده شده و درب‌های اصطبل نیز بسته است. درب بزرگ حیاط طویله نیز بسته بود.
آنگاه کشاورز دریافت که منظور مرد جوان چه بود که می‌گفت: به هنگام طوفان آسوده می‌خوابم.
مرد جوان تمام کارهای ضروری را انجام داده بود، زیرا واقعیات را می‌دید. او می‌دانست که چه کاری اهمیت دارد و می‌دانست که کسی که کشاورز است می‌بایست در هنگام درخشش خورشید کارهای ضروری را انجـام دهـد تا به وقت ورزش طـوفان بتـوانـد بیـاسـایـد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:30  توسط پویا پویا 

امتحان دشوار دوشنبه 9/7/86

كارهای زیادی هست كه باید آنها را به موقع انجام داد. وقتی برای استراحت و تفریح نیست. امتحان دشواری در پیش داری و باید خود را برای آن آماده كرد. زمان استراحت فرا خواهد رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:13  توسط پویا پویا 

ترس

 

ترس، شادي را از زندگي بيرون مي‌كند، هميشه كارش همين بوده است، در انسان حس بيزاري ايجاد مي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:9  توسط پویا پویا 

راههای تازه ای

تلاش فراوانی به خرج دادی تا به سود قابل ملاحظه ای دست یابی اما نتیجه این كار معكوس بود. نگران نباش اگر خداوند دری را ببندد به رحمت گشاید در دیگری. به زودی راههای تازه ای كشف خواهد شد.

          

                                                                                                                                                 یکشنبه  ۸/۷/۸۶ 

یکشنبه                                                                                                                                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 22:24  توسط پویا پویا 

تلاش فراوانی به خرج دادی تا به سود قابل ملاحظه ای دست یابی اما نتیجه این كار معكوس بود. نگران نباش اگر خداوند دری را ببندد به رحمت گشاید در دیگری. به زودی راههای تازه ای كشف خواهد شد.

          

                                                                                                                                                 یکشنبه  ۸/۷/۸۶ 

یکشنبه                                                                                                                                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 22:24  توسط پویا پویا 

وصل

 

وصل عبارت است از گسترش دامنه آگاهي افزايش مسئوليت و به دست آوردن ظرفيتي بالاتر از براي عشق ورزي و خدمت به تماميت هستي و سرانجام اينكه وصل دروازه صعود به مراتب رفيع تر معنوي و كسب سهم بيشتري از اسرار الهي است.هر بار كه فرد وصلي دريافت مي كند تمام جهان اندكي ارتقاء مي يابد_جيمز پال ديويس از كتاب گاه شمار استاد رويا پردازي

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:36  توسط پویا پویا 

تجربه

تجربه بسيار بهتر از خود اعتقاد است زيرا تنها از طريق تجربه كردن است كه ما مي توانيم بفهميم چه چيزي صحت دارد و چه چيزي صحت ندارد. با اين حال تجربه صرفا نيمي از مسير ما به سوي آگاهي است
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:34  توسط پویا پویا 

TRUE FRIENDS

Read this passage: This morning when God opened a window to Heaven, He saw me, and He

asked: "My child, what is your greatest wish for today?" I responded: "Please, take care of the

 person who is reading this message, their family and their special friends. They deserve it and I

love them very much" The love of God is like the ocean, you can see its beginning, but not its

 end. This message works on the day you receive it. Let us see if it is true. ANGELS EXIST but

sometimes, since they don't all have wings, we call them TRUE FRIENDS

.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 13:0  توسط پویا پویا