مولانا شعري داره كه تعبير آزادش اينه :
قصه اي طنز آلود كه دزدي صداي ضربه هاي كلنگش به ديوار مغازه رو همانند نغمه سازي مي داند كه صدايش صبح فردا شنيده خواهد شد !
اما در لايه هاي دروني داستان ، اسراري نهفته كه شنيدن و درك آن ها تازگي هاي غير قابل وصفي به روح انسان مي بخشد . حضرت مولانا در قالب اين تمثيل از سارقان بزرگ و بي نشاني به نام انديشه صحبت مي كند و انديشه هاي بد را به دزداني شب رو تشبيه مي كند كه پاكي هاي فكري و دارايي هاي ارزشمند وجود آدمي را آرام آرام به يغما مي برند ، به گونه اي كه صاحب اموال غارت شده ، نه امروز بلكه در فرداهاي زندگي متوجه اين سرقت بزرگ خواهد شد . در حالي كه ديگر هيچ كاري جز حسرت و تآسف از دستش ساخته نيست !
در واقع حضرت مولانا مي خواهد بگويد : اي انسان ، افكاري كه امروز به ذهن تو خطور مي كند ، سازنده حالات و اعمال تو در فرداهاي زندگي ات خواهد بود !
پس ساز تويي!
نوازنده تويي!
نغمه هم تويي!
چنان چه هم اينك ، هيچ آواز دلنشيني از تو به گوش نمي رسد مقصر تويي!هيچ انسان ديگري حتي سرنوشت هم ، در بد آهنگي يا خوش آهنگي نغمه هاي زندگي ات نقشي ندارد !جايگاهي كه اكنون در آن قرار گرفته اي ، شرايطي كه امروز گرفتارش هستي ، همه و همه محصولي مستقيم از انديشه هاي ديروز تو هستند !
روشنايي يا ظلمت ،
بيراهه يا مقصد،
فقر يا ثروت ،..
راهي است كه خودت طي كرده اي ! افكار شادي بخش ، بال هاي پرواز انسانند ، به همين دليل است كه كودكان تا اين اندازه خوش نوا ، سعاتمند و سبك بالند ! توالي انديشه هاي خوب ، زيبا و شادي بخش ، بي هيچ ترديدي نقشه گنج تو هستند . در حالي كه تداوم انديشه هاي بد ، بيراهه هايي هستند كه ناگزير جز به ناكامي ، حسرت و كسالت ختم نخواهد شد .
همواره به خاطر بسپار:
همچنان كه آب ها
به سمت گودال ها سرازير مي شوند
عشق ، زيبايي و حقيقت نيز
به سمت شادي ها در حركنتد !
اين قانون طبيعت است.
حتي يك نمونه بر خلاف آنرا نمي توان شاهد بود، اين نكته آشكار تر از روز است كه : گودال ها نيازي به جستجوي آب ندارند ! بلكه ماهيت آب به گونه ايست كه جز به سمت آ نها جاري نمي شود . رابطه ثروت ،عشق ، سعادت و حقيقت نيز با انديشه هاي شاد همين گونه است .تعجب مي كنيد اگر بدانيد با تمام علاقه اي كه ما به خوشبختي و ثروت داريم و هر لحظه تشنه تر از پيش به انتظارش نشسته ايم ، خودمان با انديشه هاي خود ، بزرگترين موانع را براي سرازير شدن عشق و ثروت و رويارويي با حقيقت دست و پا مي كنيم !!!
بسياري از انديشه هاي ما در تمام طول عمرمان ،بي آنكه خود نيز بدانيم همانند تلي از خاك ، آبگير هاي درونمان را پر مي كنند !
پس به ياد داشته باش كه:
انديشه هاي بد
بر خلاف راهزنان ديگر
قصدشان برداشتن چيزي نيست !
بلكه مي آيند تا به ظاهر ،
هدايايي نيز تقديم كنند !!!
آنها هميشه با دستاني پر
به سراغ خلوتگاه ما مي آيند !
زيرا آنچه در وجود انسان ارزشمند و قابل سرقت است تنها فضاي خالي درون اوست
فضاي خالي ايكه هم چون گودالي عميق
باران عشق را به سمت خود جذب مي كند !
انديشه هاي بد
به سراغ سكوت ما مي آيند سكوتي كه از طريق آن مي توانيم
آواز خداوند را بشنويم .
زماني كه درون تو پر از غوغا باشد
صداي خداوند شنيده نمي شود
طبيعت خالي از غوغاست
به همين دليل تا اين اندازه زيبا
غني و سعاتمند است !
و حضور خداوند را در خود منعكس مي سازد .
انديشه هاي بد سارقان اين سكوتند
چرا كه غير از اين فضاي تهي
و خالياي درون
انسان چيزي براي از دست دادن ندارد !