پيام من عشق است
پيام من عشق است.
به خودت عشق بورز كه آغاز كار است.
سپس به آناني كه به تو نزديك اند،عشق بورز.
پس از آن به دنيا و كل جهان.
فقط در اينصورت قادر خواهي بود به خدا عشق بورزي.
سفر از خود آغاز مي شود و درخدا پايان مي پذيرد. اين دو، دو كرانه
رودخانه هستند. تو يكي از كرانه ها هستي و خدا آن ديگري و عشق
پلي است بين اين دو كرانه. اين پـــــل از روي كل رودخانه مي گذرد
اما انسانها از عشــــــق مي هراسند. به همين دليل است كه به عبادت
مي پردازند. هرگز نمي فهمند كه چه مي كنند. عبادتشان از روي ناداني
است، تا زمانيكه عبادت ازعشق سرشار نشود نمي تواند راستين باشد.
زندگي مردم از عشق بي بهره است اما همچنـــان به كليساها و معبدها
مي روند. اين كار كاملا بي معني است! تا زمانيكه در عشـــــق زندگي
نكني نمي تواني وارد هيچ معبدي شوي و كسي كه در عشــــق زندگي
مي كند نيازي به وارد شدن به معبد را ندارد، او از قبل در آنجاست.
اين پيام ساده را بخاطر بسپار و با آن زندگي كن، زيرا آن، نظريه اي
نيست كه بدان باور يابي، بلكه خود زندگي است.
در عشق شكوفا شو.
رايحه دلنواز عشق را پراكنده ساز- كه اين عين عبادت است.
تنها رايحه دلنواز عشــــق به خدا مي رسد نه هيچ چيز ديگر.
![]()